۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه

وقتی تو خواب بودی

عروسک شش ماهه من
دیشب که برای اولین بار پیشم نخوابیدی، پر از احساسات متناقض بودم. از یک طرف برای تو خوشحال بودم که وقتی چشمت را باز کنی، بین عروسکهای محبوبت هستی و صد البته برای این که داری برای خودت خانمی می شی و جدا می خوابی! از طرف دیگر، نبودی که من مثل هر شب چند دقیقه خیره خیره نگاهت کنم و بعد هم ببوسمت قبل از این که چشمهام را ببندم.
بابات هم هی غلط می زد و خوابش نمی برد. رو کرد به من و گفت: "من که گفتم چایی نخوریم!" و این قضیه که چایی در خواب ما دو نفر اثری ندارد را فقط خواجه حافظ شیراز نمی داند. گفتم:" خودت خوب می دونی که تقصیر چایی نیست!"
خلاصه که جایت خیلی خالی بود. بازهم خدا را شکر که می شد از لای نرده های تختت ببینیمت که مثل فرشته ها خوابیدی. یعنی همین کار را کردیم و خودمان را خواباندیم.
نیم سالگیت مبارک، خانم کوچولو.
*
*
کامنت دانی را هم عوض کردم. برای هالواسکن ایمیل زدم که از طلا گشتن پشیمان گشته ایم و مرحمت فرموده ما را مس کنید و ایشان هم مرحمت فرمودند!

۷ نظر:

مهشید غفارزادگان گفت...

آفرین باید برای هردوتون جایزه خرید :)

من و پسرم گفت...

وِِِی چه خوب. بالاخره کامنتدونیت درست شد. خیلی وقته که میخوام بیام و احوالی از خودتو عروسکت بپرسم. دِ نمیشد که!
این دخملت چه خوردنی شده.چه پای سبکی هم داشته با این سن کم اینهمه جهاندیده شده ماشاآلله. همیشه به سیر و گشت و همیشه به خوشی و ..اینها
کار خوبی کردی. من یکبار مشکلات رو با هالواسکنی ها مطرح کردم، اونا گفتند: یعنی میخوای پول ندی؟ من دیدم اصلاً حرف هم رو نمی فهمیم. تو دلم گفتم: روز قیامتی هم هست (آیگون چشمک و اینها)

هنا گفت...

ای بابا باز هم که نظر ما ثبت نمی شود!

هنا گفت...

خوب به سلامتی غرم ثبت شد.
خواستم بگویم خیلی خواستنی بوده اون چهره از پس نرده های تخت..........
ضمنا دستت درد نکنه بابت کامنتدونی، مارا راحت کردی. اینطوری مارا هم نفرین نمی کنی :)

من گفت...

akheyy nazi, mobarake nim salegy lady jan, axesho didam aasheghesh shodam

پریسا گفت...

خوب به سلامتی. ببوسش.

banooH2eyes گفت...

به مهشید: مرسی! کی می آین اینجا؟ جوایز را با خودتون بیارین!! :)

به لیلا: جان شما من هم دلم برای کامنتات تنگ شده بود. برای کامنت دونی هم خودشون گفته بودند که چی کار کنیم، من هم همون کار را کردم.

به هنا: ای خواهر! نفرین دیگه چیه! خب من هم دل دارم بابا!

به من: لطف داری.

به پریسا: سلامت باشی. چشم.